الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
361
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شيب : الشَّيْب و الْمَشِيب : سپيدى موى . آيه : ( وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً - 4 / مريم ) يعنى موى سرم سپيد شده است . ليلة شَيْبَاء و ليلة حرّة : شب زفاف و شب غير زفاف . شيخ : شَيْخ به كسى كه بزرگسال و سال ديده است ، گفته مىشود و در ميان ما كسى كه علمش افزون است به شَيْخ تعبير مىشود زيرا يكى از شئونات شخص كلانسال و شيخ اينست كه معمولا معارف و تجربههايش زياد مىشود . در مثل مىگويند : شَيْخٌ بَيِّنُ الشَّيْخُوخَةِ و الشَّيْخِ و التَّشْيِيخِ ( با سه مصدر ) يعنى بزرگسالى كه آثار پيرى در او پيداست . در آيه : ( هذا بَعْلِي شَيْخاً - 72 / هود ) ( اين شوى من پير است ، سخن زن ابراهيم عليه السّلام است كه مىگويد چگونه فرزنددار مىشوم ) . و آيه ( وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ - 23 / قصص ) ( پدرمان پير مرد بزرگسالى است ) . شيد : آيه : ( وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ - 45 / حجّ ) ( كاخ محكم و با گچ سپيد كارى شده ) . گفتهاند ، يعنى كاخى بلند و مرتفع كه به همان معنى اوّل برمىگردد . شَيَّدَ قواعده : پايههايش را محكم ساخت ، گويى كه آن را با آهك و گچ ساخته است . إِشَادَة : بانگ برداشتن و فرياد كردن است . شور : الشُّوَار : لوازم و اسباب ظاهرى خانه و بطور كنايه عورت و هر متاع ، و اسبابى